افسانه های مغزی؛ باورهایی که حقیقت ندارند

احتمالا شما نیز بارها شنیده اید که انسان ها تنها از 10 درصد از ظرفیت مغز خود استفاده می کنند، ادعایی که باید بگوییم در واقع حقیقت ندارد!!!
در واقع تصاویر مغز نشان می دهند، اگرچه نه به طور کاملا همزمان اما تک تک مناطق مغز در طول زندگی هر فرد، مورد استفاده قرار می گیرند، به همین جهت زمانی که کوچکترین آسیبی به مغز می رسد، آثار روانی و رفتاری بارزی بر جای می گذارد.

در این مطلب سعی داریم یک بار برای همیشه تکلیفمان را با برخی شایعات و اطلاعات غلطی که درباره مغز انسان رواج دارد، روشن کنیم. در ادامه به چند خرافه در مورد مغز می پردازیم که در فرهنگ عامه بسیار رواج دارد.

در انسان های بالغ سلول های مغزی جدید ساخته نمی شوند:
تا مدت ها بررسی ها نمی توانستند ساخته شدن سلول های جدید مغزی را در انسان تایید کنند، اما سرانجام در سال 1988، نتایج آزمایشات یک گروه تحقیقاتی سوئدی نشان داد که تا پایان عمر در هیپوکامپ مغز ( ساختار دخیل در تشکیل خاطرات ) سلول های جدید ساخته می شوند. همچنین در تحقیقات تکنیلی در سال 2014، محققان همان موسسه به منظور تعیین سن سلول های مغزی با دنبال کردن ردپای کربن 14 در DNA به این نتیجه رسیدند که در بخشی دیگر از مغز نیز به نام جسم مخطط که در فعالیتهای شناختی و کنترل حرکات دخیل است، در سراسر عمر سلول های جدید تشکیل می شود. اگرچه مغز اندامی نیست که نرخ تقسیم و تولید سلولی در آن بالا باشد، اما این طور که از شواهد بر می آید، سلول های جدید به طور مداوم در آن ایجاد می شوند.

پخش موسیقی کلاسیک برای نوزادان باعث افزایش ضریب هوشی آنها می شود:
در دهه 90 میلادی در ایالت جورجیای آمریکا به خانواده هایی که صاحب نوزاد می شدند لوح های فشرده موسیقی کلاسیک داده می شد و در هر لوح فشرده پیغامی با این مضمون قرار داده شده بود: « امیدواریم شما و نوزادتان از این موسیقی لذت ببرید. با این امید که کوچولوی شما با ذهن هوشمندتری قدم در راه زندگی بگذارد». با وجود آنکه در آن سال ها خانواده های بسیاری از موسیقی کلاسیک برای باهوش تر شدن فرزند خود استفاده کردند، اما هرگز این موضوع از نظر علمی تایید نشد. در واقع در آن زمان ایده این کار از مطالعه ای گرفته شد که در سال 1993 بر روی 36 دانشجو پس از گوش کردن به موسیقی موتزارت انجام شد. تحقیقات نشان می داد آنها عملکرد بهتری را در آزمون های سنجش هوش در مقایسه با دو وضعیت سکوت و تمرین های آرام سازی نشان دادند، اما مشکل اینجاست که پس از آن هنوز کسی موفق به تکرار نتیجه این آزمایش نشده است.

افراد چپ مغز، منطقی و افراد راست مغز خلاق و احساساتی هستند:
در دهه 1960، راجر اسپری روانشناس و عصب شناس موسسه فناوری کالیفرنیا پس از قطع کردن رشته های عصبی متصل کننده دو نیمکره مغز در تعدادی از افراد مبتلا به صرع برای جلوگیری از تشدید تشنج های آنها به این نتیجه رسید که نیمکره چپ اطلاعات کلامی و نیمکره راست اطلاعات بصری و فضایی را پردازش می کند. اما پس از اعلام رسمی نتایج این آزمایش و در طول دهه ها، به خصوص در اثر مطالب چاپ شده در برخی کتاب ها، این یافته به سوءتفاهم « برتری نیمکره ای » انجامید. به این ترتیب که افرادی که بیشتر از نیمکره چپ خود استفاده می کنند، منطقی و افرادی که از سمت راست مغز خود بیشتر بهره می برند خلاق و احساساتی نامیده شدند. اما واقعیت آن است که هیچ یافته ای در تایید تفاوت شخصیتی ناشی از برتری نیمکره ای وجود ندارد و بالعکس، شواهد زیادی وجود دارد که وجود چنین پدیده ای را نقض می کند.

در کما بودن مانند خواب است:
تنها در فیلم های سینمایی افرادی که از کما بیرون می آیند بدون هیچ صدمه ای و کاملا هوشیار از خواب بیدار می شوند، اما واقعیت آن است که این افراد دچار ناتوانی شده و نیازمند توانبخشی هستند. تحقیقات نشان می دهد نواحی پر ترافیک مغز یعنی بخش هایی از مغز که حتی در خواب هم فعال هستند، در بیماران کما به طور ترسناکی خاموش و ساکتند؛ در حالی که سایر نواحی به شکلی غیرمنتظره روشن هستند و این خود موجب صدمات بسیار و گاهی حتی جبران ناپذیر بر مغز و دیگر اندام های تحت کنترل آن می گردد.

منبع: مجله قاصدک شهر

برو بالا